مجموعة مؤلفين ( مترجم : عبد الحسين بينش )

83

مع الركب الحسيني ( با كاروان حسينى ) ( فارسي )

روايت شده است كه چون محمد حنفيه حسين عليه السلام را از رفتن به كوفه منع كرد ، حضرت فرمود : « برادرم ، به خدا سوگند كه اگر به درون لانه هر جنبنده‌اى از جنبندگان روى زمين بروم مرا بيرون مىآورند تا بكشند . » « 1 » بنابراين چنانچه امام عليه السلام با بنى اميه از در آشتى در مىآمد و با آنها بيعت هم مىكرد ، باز به خاطر شدت دشمنى و گستاخى ، وى را به حال خود نمىگذاشتند و با هر حيلهء ممكن ترورش مىكردند و از سر راه برمىداشتند . در آغاز هم از آن رو به ايشان پيشنهاد بيعت دادند كه مىدانستند با آنها موافقت نخواهد كرد . مگر نديديم كه چگونه مروان حكم پيش از ارائه پيشنهاد بيعت به امام عليه السلام به والى مدينه پيشنهاد قتل حضرت را داد . مگر اين ابن زياد ملعون نبود كه مىگفت : به او پيشنهاد كنيد كه به فرمان ما گردن نهد ، سپس درباره‌اش تصميم مىگيريم . مگر نديديم كه چگونه مسلم را نخست امان دادند و بعد كشتند ! اما معاويه با نهايت دشمنى و كينه‌اى كه نسبت به اهل بيت عليهم السلام داشت ، فردى باهوش ، زيرك و با اراده بود و مىدانست كه آشكارا كشتن‌شان موجب روى گرداندن مردم از وى و از دست رفتن حكومت و قيام مردم مىشود . از اين رو با آنان مدارا مىكرد . به همين دليل امام حسن با او صلح كرد و امام حسين عليه السلام نيز متعرض او نشد . او پسر ملعونش را نيز سفارش مىكرد كه متعرض حسين عليه السلام نشود زيرا مىدانست كه اين كار موجب از دست رفتن حكومت خودش مىگردد . . . . « 2 » تحليل شيخ جعفر شوشترى شيخ شوشترى درباره راز پافشارى امام بر ترك مكه در ايام حج و رفتن به سوى عراق ، سخنى ژرف دارد و مىگويد : « امام حسين عليه السلام دو وظيفه داشت : واقعى و ظاهرى .

--> ( 1 ) - ر . ك . تاريخ طبرى ، ج 3 ، ص 296 و 300 . ( 2 ) - بحار الانوار ، ج 45 ، ص 98 - 100 .